تاریخ نشر : 1391/03/07    مشاهده : 2180
 
  Share
قتل دختر ۲۰ماهه توسط زن‌دايي

به گزارش افکارنیوز به نقل از شرق،  كودك ۲۰ماهه‌اي به نام «هليا» روز ۲۱ ارديبهشت توسط زن‌دايي‌اش به بيمارستان حضرت رسول اكرم (ص) منتقل شد و هشت روز بعد جانش را از دست داد. تيم پزشكي بيمارستان كه در زمان انجام اقدامات درماني، با آثار ضرب و جرح روي بدن هليا روبه‌رو شده بود پس از مرگ وي با توجه به احتمال وقوع كودك‌آزاري، موضوع را به كلانتري نصر اعلام كردند و پدر و مادر كودك براي انجام تحقيقات مقدماتي به كلانتري انتقال داده شدند.
 
سپس پرونده در اختيار كارآگاهان ويژه مبارزه با قتل قرار گرفت و آنها اطلاع پيدا كردند پدر و مادر ۳۳ و ۳۰ساله هليا اعتياد دارند و به همين علت هليا از همان زمان تولد، تحت سرپرستي آنها نبود. 

مادربزرگ مادري هليا در اظهارات خود به كارآگاهان گفت: «دختر و دامادم اعتياد شديد به شيشه و كراك دارند و به همين علت صلاحيت نگهداري بچه را نداشتند و از همان زمان تولد، هليا نزد من و ديگر مادربزرگش نگهداري مي‌شد.» 

اين زن درخصوص روز حادثه كه زن‌دايي هليا او را به بيمارستان برده بود به كارآگاهان گفت: «‌آن روز قصد داشتم به بهشت‌زهرا بروم به همين علت هليا را نزد عروس ۳۰ساله‌ام به نام سحر گذاشتم اما پس از گذشت يك ساعت، سحر با من تماس گرفت و مدعي شد سر هليا، در حين بازي كردن به ديوار خورده و در حال بردن هليا به بيمارستان است من هم بلافاصله خودم را به بيمارستان رساندم.» 

كارآگاهان با توجه به اطلاعات به‌دست‌آمده، سحر را دستگير كردند. وقتي اين زن تحت بازجويي قرار گرفت در اظهاراتي متفاوت ابتدا مدعي شد سر هليا حين بازي كردن به ديوار خورد اما پس از گذشت چند ساعت از شروع تحقيقات در اظهارات ديگري عنوان كرد: هليا در حال بازي كردن روي بالكن منزل بوده كه كنترل خود را از دست داد و به پايين پرت شد. 

سحر با توجه به اظهارات متناقضش و همچنين اعلام نظريه پزشكي قانوني درخصوص وجود آثار ناشي از ضرب و جرح روي پيكر مقتول بار ديگر تحت بازجويي قرار گرفت و بالاخره پذيرفت حرف‌هاي قبلي‌اش كذب بود. 

اين زن درخصوص روز حادثه به كارآگاهان گفت: «مادرشوهرم روز حادثه، هليا را به منزل ما آورد و زماني كه مي‌خواست خانه را به مقصد بهشت‌زهرا ترك كند دخترم عسل از او خواست اجازه بدهد هليا در منزل ما بماند تا بتوانند با هم بازي كنند؛ من نيز كه با مادرشوهرم تعارف داشتم، با وجود آنكه به دليل ناراحتي اعصاب در وضعيت مناسبي قرار نداشتم، نتوانستم از او بخواهم هليا را پيش من نگذارد. 

بعد از رفتن مادرشوهرم، هليا و عسل در حال بازي كردن بودند كه ناگهان سر هليا به ديوار خورد اما چون آثاري نداشت من نيز توجهي نكردم و پس از دادن آب به هليا، او را آرام كردم. پس از گذشت مدت كوتاهي قصد داشتم به هليا و عسل سوپ بدهم كه هليا از خوردن آن امتناع كرد در حالي‌كه به دليل فشار ناشي از بيماري اعصاب، از حالت عادي خارج شده بودم در يك لحظه كنترل خودم را از دست دادم و چندين مرتبه سر هليا را گرفتم و به زمين كوبيدم و وقتي سر او را بلند كردم متوجه شدم صورت و زير چانه‌اش كبود شده است. بلافاصله او را بلند كردم و به بيمارستان بردم و حين رفتن به بيمارستان نيز با مادرشوهرم تماس گرفتم و با توجه به اينكه قبل از آن، يك‌بار هليا در زمان بازي كردن سرش به ديوار خورده بود، به دروغ به او گفتم هليا حين بازي كردن به زمين خورده است.» 

سرهنگ آريا حاجي‌زاده، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران با تاييد اين خبر گفت: «با توجه به اعترافات صريح متهم درخصوص اقدام به ضرب و شتم منجر به فوت كودك ۲۰ماهه به دستور بازپرس پرونده، قرار بازداشت موقت براي متهم صادر شده و براي انجام تحقيقات تكميلي در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران قرار گرفته است.» 

اين مقام انتظامي در ادامه با اشاره به پرونده جداگانه ديگري گفت: زني روز اول تير سال گذشته با مراجعه به كلانتري ۱۱۲ ابوسعيد به ماموران اعلام كرد همسر۵۷ساله‌اش به نام علي‌اكبر در ساعت ۱۸ روز نهم خرداد از منزلش واقع در ميدان منيريه ـ خيابان معيري خارج شده و ديگر به منزل باز نگشته است. همسر فقداني در ادامه اظهارات خود به ماموران اعلام كرد همسرش قصد داشت به بيمارستان برود و تاكيد كرده بود خودش حداكثر در ظرف ۴۸ ساعت و پس از انجام اقدامات درماني به خانه باز خواهد گشت. 

سرهنگ حاجي‌زاده با اشاره به تحقيقات انجام‌شده درخصوص اين پرونده و همچنين مجوز انتشار چهره مرد مفقودي گفت: «با توجه به بررسي‌هاي انجام‌شده توسط كارآگاهان اداره مشخص شد اين مرد پس از خروج از خانه مراجعه‌اي به بيمارستان، براي انجام اقدامات درماني، نداشته و تحقيقات انجام‌شده از ديگر مراكز درماني و پزشكي قانوني براي شناسايي اجساد مجهول‌الهويه نيز تا به اين لحظه منجر به نتيجه مشخصي نشده است بنابراين مجوز انتشار تصوير علي‌اكبر، از سوي داديار شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران صادر شده است و از تمامي شهرونداني كه موفق به شناسايي او شده و اطلاعاتي درخصوص سرنوشت وي دارند درخواست مي‌شود اطلاعات خود را در اختيار اداره يازدهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار دهند.» 

تاریخ نشر : 1391/03/07    مشاهده : 2180  
 
  Share
پر بیننده
آخرین ها